مجتبى ملكى اصفهانى

30

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

ب : روايات : در ابواب مختلف فقه ، روايات متعدّدى دال بر جريان و اعتبار قرعه وارد شده است ، به گونه‌اى كه برخى معتقدند اين روايات به حدّ تواتر مىرسند . راوى مىگويد : از امام موسى بن جعفر عليه السّلام از چيزى سؤال كردم . حضرت فرمودند : در هر امر مجهولى قرعه جارى مىشود . پس عرض كردم : در قرعه احتمال خطا و صواب وجود دارد . حضرت فرمودند : هر چيزى كه خداوند به آن حكم كند خطا در آن راه ندارد . « 1 » در روايت ديگرى امام صادق عليه السّلام مىفرمايند : كدام قضيّه استوارتر از قرعه است وقتى كارى به خدا واگذار شده باشد ؟ مگر نه اين است كه خداوند - تبارك و تعالى - مىفرمايد : پس قرعه زدند ، پس قرعه بنام حضرت يونس افتاد ؟ « 2 » بسيارى از اين روايات در باب 13 ابواب كيفيت حكم ، كتاب القضاء و كتاب وصايا و عتق و ميراث و ساير ابواب فقه در كتاب « وسائل الشيعة » و ساير كتب روايى جمع‌آورى شده است . از مجموع اين روايات حجيّت و اعتبار قرعه نزد شارع مقدّس استفاده مىشود . ج : بناى عقلا : عقلا اعم از امّت اسلامى و ساير امم ، در امورى كه مرجّحى براى ترجيح يك طرف يا يك مورد وجود ندارد ، براى ختم غائله و رفع تنازع و نفى اعمال نظر و سليقه ، به قرعه متوسل مىشوند ؛ مثل تقسيم اموال مشترك بين دو نفر يا بيشتر ، در صورتى كه صاحبان حقّ به صورت خاصّى از تقسيم راضى نشوند . اين

--> ( 1 ) - عن محمد بن حكيم ( حكم ) قال : سألت ابا الحسن - عليه السّلام - عن شىء فقال لى : كل مجهول ففيه القرعة ، قلت له : ان القرعة تخطئ و تصيب قال : كلما حكم اللّه به فليس بمخطئ . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ابواب كيفية الحكم ، باب 13 ، حديث 18 . ( 2 ) - قال عليه السّلام : اى قضيّة اعدل من القرعة اذا فوض الامر الى الله ، أ ليس الله يقول : « فساهم فكان من المدحضين » همان مدرك ، حديث 13 .